نارنجی - تاریخ: 1401/7/10 ساعت: 16:53
میگم یه روز رو اسمشو بذارن روز پیراهن نارنجی:) همه نارنجی بپوشن:) شما امتحان کنید، یه روز یه تیشرت نارنجی تنتون کنید یه رژ خوشرنگ، یه خط چشم خوشگل، ببینید اگه اون روزتون با بقیه روزا فرق نکرد. امتحان کنید، ضرر نمیکنید :) Adblock test (Why?)
سکوتم از رضایت نیست.... - تاریخ: 1401/7/10 ساعت: 16:53
میخوام یه حرفایی باهات بزنم...  یه حرفایی که نمیشه به همه گفت چون نمیفهمن و حروم میشه...  معنی این حرفارو اونی میفهمه که از فراز و فرود، درک داشته باشه و با اون زیر و بم های ریز و درشت زندگیش، لیوان لیوان چای نوشیده باشه...  اونی که سر فرصت آه هاش رو کشیده باشه و پشت فرمون موسیقی شنوان، چشم باز کنه ...
ممیزی وبلاگی :) - تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 18:18
این وبلاگ 70 دنبال کننده داره که ازشون تشکر میکنم که اینجارو قابل دونستن و به هر دلیلی دنبال میکنندم.... تعدادیشون که از قدیم هستند و خودشون هم نمی نویسند و بلاگ رو ترک کردن...اما تعدادیشون هستن و حضو
خودشناسی... - تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 18:18
1- اگر روزی بفهمی که تمام زندگیت یک فیلم بوده، اسم فیلم زندگیتو چی میذاشتی؟ 2- بیشتر، جلوی کدوم احساست رو نمیتونی بگیری؟ 3- دوست داری سنت بیشتر باشه یا کمتر؟ 4- هوای بارونی یا هوای آفتابی؟ 5- جنگل یا
تنها صداست که می ماند3 (ادامه) - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 8:20
دوستان اگر فرصت نکردید صداتون رو ضبط کنید و در مسابقه شرکت کنید (مثل من)، وقت رو اضافه کنیم تا شنبه. موافقید؟ . دوستانی که همکاری کردند و صداشون رو فرستادن: پاییز جان نبات جان یاسمن جان میثم خان اسی
یه دنیا حال خوب صداها، تقدیم به شما... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 8:20
ممنونم از دوستانی که وقت گذاشتند و همکاری کردند... 5 تا صدا به دستم رسید، یکی از دیگری قشنگتر.... صدای اول: دریافت صدای دوم: دریافت صدای سوم: دریافت صدای چهارم: دریافت صدای پنجم: دریافت
با من گوش کن 1 - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:47
گوش کنیم شاید شاد بشیم...
مرا که با تو شادم، پریشان نکن... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:47
کوچ پرنده ها را دوست ندارم.... میدانم، پرنده ای که کوچ کند، دل کندن را بلد است.... من یاکریم های پنج دری خانه ی مادربزرگ را، به تمام پرستوهای مهاجر، ترجیح میدهم... یا این گنجشک های کوچک، که تمام زمست
دلخوشیها کم نیست... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:31
هی این صفحه رو باز میکنم و دلم میخواد که شروع کنم به روزانه نویسی... مثلا بنویسم که این روزای سرد رو دوس دارم که باید رو هم رو هم لباس بپوشم و پیاده برم سرکار، این روزا که خنکه و گرما موقع پیاده روی ا
تنها صداست که می ماند3 - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:31
مسابقه های صوتی قبلی یادتونه؟ اینجا و اینجا با یه مسابقه جدید موافقید؟ خوشحال میشم این شعر زیبا از فریدون مشیری رو دکلمه کنید و برام بفرستید تا یه مسابقه قشنگ و دوستانه دیگه داشته باشیم :) اگر فکر م
برشی از یه صبح کاری... - تاریخ: 1398/4/1 ساعت: 8:12
صبحها خونه ما ولوله ست...همه بیدار شدن و تند تند دارن کارهاشونو میکنن برای شروع یه روز کاری...ساحل داره برنامه شو میچینه...آقای همسر دقیقه ای یک بار به ساحل تذکر میده که دیر شد، بدو! چندین بار هم به م
ای بسا گرگ در لباس میش.... - تاریخ: 1398/4/1 ساعت: 8:12
یه خانومی دو سه سال پیش اومد شرکت ما برای کار. ظاهرش خیلی متفاوت بود...جوری که همه ازش فاصله میگرفتن...همون روزا یه روز من جواب یه آزمایشیم رو از اینترنت گرفتم و یهو شوکه شدم...زنگ زدم که به همسرم بگم
عید بیاید...رود...عید تو، ماند ابد.... - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 13:22
سلام به دوستان خوب وبلاگیم سال نوتون مبارک، شاد، سلامت، پر عشق و پر برکت... . . شما هم روی در یخچالتون پر از عکس و یادداشته؟ دیدید بعد یه مدت دیگه اون عکسا به چشم نمیاد، انگار که جزئی از در یخچالن! ب
یه بازی تصویری جدید :) - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 13:22
سلام به دوستان عزیز... تو پست قبل صحبت از در یخچال شد! یه بازی جدید:) :عکس بندازید از در یخچالهاتون تا روز جمعه و بفرستید برام، تا دوتا بازی داشته باشیم: - کدوم عکس رو کی فرستاده - کدوم در یخچال قشنگ
من خانه را می تکانم، تکاندن دلم با تو.... - تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 8:34
خانه تکانی یک رسم اسفندی کاملا زنانه است. رسمی که زن ها خودشان اجرایش می کنند؛ به روش های منحصر به فرد خودشان، برای کیف هایی که چند وقتیست ته کمدشان خاک خورده و دیگر دوستشان ندارند و گذاشته اند در
به شوقت باغچه ها را صفا دادم.... - تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 8:34
خیلی زحمت کشیدم! خونه برق میزنه، یه دسته گل...تر و تمیز و تپل و مپل! همه جارو با دقت و وجدان کاری خونه تکونی کردم... مامانم که اومد پرسیدم تمیز شده خونه؟ گفت فرقی نکرده که همیشه همینجوریه خونه شما....
تورو جای همه میخوام... تورو جای همه دارم... - تاریخ: 1397/10/8 ساعت: 5:03
توی موهات غرقم کن، تو این امواج طوفانی... من از تو عشق میخوام و و نوازش های طولانی... . دوباره شونه های تو... دوباره های های من... چه جای خوبیه آغوش، برای درد های من... گوش کنید
هنوزم بی هوا، وقتی اون لحظه ها، تو رو یادم میاد، نفسم میگیره... - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 2:35
یهو به خودت بیای ببینی تو چه خوابی بودی....... مثل وقتایی که خوابت برده، زنگ میزنن، یهو از خواب میپری، شوکه ای...نمیفهمی صبحه! شبه! کجایی! همونجوری... . . خوبید؟ خوشید؟ مارو نمیبینید خوش میگذره؟ . . م
من از شش جهت خودم هستم...اما از سمتی که تو صدایم میکنی، پرنده ام... - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 2:15
داشتم فکر میکردم که چقدر با بعضی اسامی میشه زندگی کرد...بعضیها چقدر قشنگ میتونن توی مفهوم اسمشون زندگی کنن... مثلا ساحل: امن...مامن...آرامش...نجات...پناه... لیلی: معشوق... رها: آزاد...بی تکلف... طاهر
قبله ام را که چشم او کردم، چشمکی زد به اعتقادم و رفت... - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 2:15
ایام غم...تسلیت باد...مهمترین پیام عاشورا به نظرم "هیهات من الذله" بود...خدای مهربون...مپسند که ملت ایران هر روز به طرق مختلف ذلیل بشن...:( . این سه تا شعر رو دوست داشتم (رو متن کلیک کنید و گوش کنید)

برچسب‌های مرتبط

از هر دری سخنی | از هر دری | از هر دری سخنی اندروید | از هر دری سخنی برای اندروید | از هر دری فقر وارد شود | تو مثل من رویاتو میبافی | تو مثل من رویاتو میبافی با گیتار | تو مثل من رویاتو میبافی گیتار | تو مثل من رویاتو میبازی | تو مثل من زمستونی نداری