بذار تو حال خودم باشم!...
بذار یه لیوان نسکافه ی داغ دستم باشه، روی مبل کنار کتابخونه لم بدم و به آسمون بارونی اونور پنجره زل بزنم...گاهی نگاهم بلغزه روی گلهای قشنگی که تو تیمارشون میکنی...
بذار تمام دنیا رو با تمام مشکلات ریز و درشتش...با تمام آدمهای مهربون و نامهربونش، بذارم رو شونه ی تو...تو مثل کوه باش برام....
بذار فقط عاشقی کنم....فقط عاشقی...تمام عشقم و احساسم رو بریزم به پات و از تمام دنیا پرت باشم و در آغوش تو تاب بخورم فقط...
بذار دغدغه ی شب و روزم فقط تو باشی...
پی نوشت: خدایا....آرومم کن....
برچسب: تنهایم,
نویسنده: یوسف صفری