براى شنیدنت تا اوج حادثه مى آیم...تا جایى که تو هستى و من نیستم...تا پایان قصه ات مى آیم...تا انتهاى تنهایى...و مى نشینم رو به روى تو...
بگو...تا انتهاى رنج هایت...اگر مجالى هست هنوز...و دیر نیامده ام...بگو...
برچسب: نویسنده: یوسف صفری تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 0:56