خرید بک لینک

دیدی گاهی خودت هم نمیدونی چته...

دیدی حوصله هیچ چیز و هیچ کس رو نداری...

هزار تا کار داری، روز جاری سررسیدت، از بالا تا پایین پره از کارایی که باید انجام بدی، ولی حسش نیست...

دوستت تو سیستم، بهت پیغام میده و احوالپرسی میکنه، جواب نداده، پنجره پیغام رو میبندی...

یه دوست دیگه ت زنگ میزنه به گوشیت، ولی صدای زنگ گوشیو قطع میکنی...

یکی از همکارات که از سفر شمال برگشته، کلوچه برات میفرسته، یه زنگ نمیزنی تشکر کنی...

یعنی یک آدم منفعل و نچسب و بداخلاق...که دومی نداری...

فکر میکنی به کارهای مونده ت...تو شرکت...تو خونه...

فکر میکنی به کتابهای دخملک که باید جلد بشن...

راستی، چرا سبزیهایی که کاشتم، سبز نمیشن...

پارچه خریدم همین جمعه...باید دورش رو بدوزم...یه پارچه رنگی رنگی شاد که بندازم رو میز آشپزخونه...

این تابستون هم گذشت...

دخملک 4 ماه تعطیل شد و دوباره باز شد مدرسه ش و من ندیدمش...مثل تمام سالهایی که گذشت...که تمام طول سال دویدم و برام هیچ فصلی با دیگری فرق نداشت....

یه مولتی ویتامین میخورم شاید خوش اخلاق بشم...

یه تی بگ گل گاو زبان هم میندازم تو فنجون و میرم آبدارخونه، آب جوش می ریزم روش...

گلدون شفلرای روی میز دو تا جوونه قشنگ زده...

اس ام اس واریز حقوق هم اومد...

دلم برای شهریور میسوزه...ازون ماههای بلاتکلیف بیچاره...که همه فقط میخوان رد شه و بره تا پاییز برسه...

چقدر بداخلاق و بدعنقم خدا!

پست رو خوندید، فحشم ندید توروخدا....دعا کنید آروم بشم....

برچسب: نویسنده: یوسف صفری تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 7:39

صفحه بندی