آروم باش...
اگه این شانس رو داری که تو این روز به این قشنگی، تو خونه دوست داشتنیت باشی، پاشو از جات...
پاشو خودتو خوشگل کن...
یه دستی به سر و روی خونه بکش...
یه ناهار خوشمزه و باعشق درست کن...
یه میز قشنگ ناهار بچین...
بوی خیار و گوجه خرد شده با لیمو ترش برای سالاد ظهر غوغا میکنه...
شرط میبندم حالت خوب میشه...
حتی قرتی بازی نیست اگه امروز سر میز ناهار، یه شمع روشن بکنی و بذاری...
بذار بچه ها که از مدرسه میان، چشمشون که به ضیافت ناهارشون میفته، لبخند بیاد رو لباشون...
بذار همسرت، پدرت، مادرت، دوستت، هرکسی که کنار تو زندگی میکنه، امروز لبخند بیاد رو لبش...
پاشو...
یه ظرف میوه خرد شده هم برای بعد ناهار...
زندگی عشق همین دقایقه...
زنده باد هر کی هنوز یه عاشقه...
بعدا" نوشت: منم تو امتحان شرکت کردم و جواب دادم به اون 7 تا سوال :)
برچسب: تو را میخواهم,تو را میبینم و هر دم,تو را میسپارم به مینای مهتاب,تو را میخواهم و دانم,تو را میخواهم و دانم که هرگز,تو را دوست میدارم,تو را گم میکنم هر روز,دلم تو را میخواهد,من تو را میخواهم,فقط تو را میخواهم,
نویسنده: یوسف صفری